تنظیم شرایط محیطی
تنظیم شرایط محیطی
نواحی کوهستانی و مرتفع فلات
1_ شرایط اقلیمی
دو سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی ایران را از سواحل دریای خر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کند. شیرکوه ، کوه تفتان و کوههای منفرد دیگری نیز در قسمتهای مرکزی و شرقی ایران وجود دارد این کوهستانها سرچشمه رودخانه ها و قناتهای کشور می باشند . رشته کوههای واقع در شمال و غرب کشور اکثراً برف گیر بوده و در دامنه شمالی رشته کوه البرز، جنگلهای انبوه که در فصل سوم بحث شد ور دامنه کوههای زاگرس در غرب کشور ، جنگلهای تنک بلوط نارون و افرا وجود دارد.
کلیات شرایط اقلیمی این نواحی به قرار زیر است :
الف: سرمای شدید در زمستان ، معتدل در تابستان
ب: بارش برف سنگین در قسمتهای شمال وشمال غرب کشور
ج: رطوبت هوا کم
د: اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت بین شب و روز
به علت ناهمواریها وشیب زیاد زمین، فقط روستاها و شهرکهای کوچک در دامنه کوهها می توانند گسترس یابند و شهرهای بزرگ در صورتی که در این ارتفاعات امکان توسعه دارد که سطوح مسطح وسیعی در دامنه کوهستان وجود داشته باشند. از این نوع شهرها می توان از شهر کرد (2078*متر) اراک (1759*متر) و همدان (1747*متر) نام برد.
در اینجا ذکر دو نکته در رابطه ای با کاهش دمای هوا در نواحی مرتفع نسبت به نواحی پایین تر ضرروی است . اول اینکه جو زمین مانند یک خازن حرارتی حدود 10 الی 15 درصد از حرارت تابشی خورشید به کره زمین را به خود جذب میکند. این مطلب به خاطر جرم هوا و خصوصا وجود لایه اوزن ،دی اکسید کربن و بخار آب درجو می باشند . همچنین جو زمین مانند یک عایق حرارتی، باعث کاهش تابش حرارت زمین گرم به آسمان سرد در شب هنگام می شود. تأثیر جو در تعدیل درجه حرارت را می توان در اختلاف دما و در سطح کره ماه مشاهده نمود. کره ماه فاقد هر گونه جو است و در مواقعی که آفتاب به سطح کره ماه می تابد & درجه حرارت تا 194 درجه سانتی گراد افزایش می یابد در حالیکه د سایه درجه حرارت 87 _ درجه می باشد. نکته دوم به دلیل جاذبه زمین هر چه از سطوح پایین تر روی زمین به طرف سطوح بالاتر برویم ،هوا رقیق تر می شود و رطوبت آن نیز کاهش می یابد .
با توجه به نکات فوق ، در نواحی مرتفع لایه جو رقیق تر وبخار آب موجود در آن کمتر وعملکرد حفظ حرارتی آن ضعیف تر است. در نتیجه در ارتفاعات درجه حرارت کمتر از نقاطی با عرض جغرافیائی یکسان است و نوسان درجه حرارت در طی شبانه روز در نواحی کوهستانی بسیار زیاد می باشد. جهت اطلاع از مقدار نوسان درجه حرارت در شهرهای مختلف به بخش سوم کتاب ، جدول یک ،آمار وضع جوی کشور مراجعه شود .
با توجه به برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال در این نواحی ، حداکثر استفاده از تابش آفتاب، بهره گیری از نوسان روزانه دما، حفظ حرارت و جلوگیری از باد سرد زمستانی درمحیطهای مسکونی امری ضرروی است.
2_ بافت شهری وروستائی
برخلاف سواحل جنوبی کشور که محیط زیست مسکونی جهت مقابله با حرارت و گرمای زیاد هوا شکل گرفته ، در اینجا سرمای زیاد عامل تعیین کننده درشکل گیری بافت شهری و روستائی می باشد.
خصوصیات کلی بافت شهری و روستائی به قرارذیل است :
الف: فضاهای شهری و روستائی کوچک و محصور
ب: بافت شهری و روستائی متراکم و ابنیه متصل به هم
ج: جهت آفتاب و عوارض زمین کامل تعیین کننده درنحوه استقرار ، گسترش و سیمای کلی شهر روستا
د: کوچه ها و معابر اصلی به موازات خط تراز زمین اغلب با عرض کم
به دلیل سرمای بسیار زیاد در بخش عمده ای از سال ، ر این واحی بافت شهری متراکم و ابنیه متصل بهم هستند تا بدین نحو سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کمتر شود. فضاهای شهری نیز تا حد امکان محصور و کوچک هستند تا جریان باد سرد به داخل این فضاها کمتر نفوذ کند. به علاوه تابش حرارت از سطوح خارجی دیوارهای گرم ساختمان ها، تا حدی باعث اعتدال هوای سرد فضاهای شهری می شود و کوچک بودن این فضاها از این نظر نیز دارای مزیت است .
در شهر همدان نمونه بسیار جالبی از معابر وجود دارد که دالان خوانده می شود . دالان یک راه عبوری کم عرض برای چند خانه بوده و در اکثر محلات ، این خانه ها از طریق این دالانها به معابر اصلی شهر متصل می شده اند . دالانها سرپوشیده بوده و سقف آنها با طاق و تویزه و یا طاق آهنگ پوشیده می گردیده است . گاهی نیز این دالانها که طول بعضی از آنها تا دویست متر می رسیده ،از زیر ساختمانها رد می شده است . ساکنین خانه های مجاور دالان غالباً با هم خویشاوندی داشته اند و یا از لحاظ نژادی ،فرهنگی و یا صنفی با هم ارتباط بسیار نزدیک داشته اند . بدین ترتیب با ایجاد دالان در مقابل معبر وروردی خانه های خود هم یک فضای نیمه خصوصی ایجاد می کرده اند (اکثر این دالانها بن بست بوده است) و هم در مقابل باد وبوران و سرمای زمستان در این فضا محفوظ بوده اند . از این دالانها هنوز هم تعدادی در بافت قدیم همدان باقی مانده است.
به چهار دلیل شهرکها و روستاها در کوهستانها غالباً در وسط کوهپایه و در سمت جنوبی آن بنا می شوند. اول اینکه اگر روستا در پایین دره باشد خطر سیل و از بین رفتن روستا وجود دارد . ثاینا ً در شب هنگام هاس سرد که سنگین تر است به پایین دره نفوذ کرده در همان محل ساکن می شود که در این صورت به شدت سرما در روستا اضافه می شود . ثالثاً سمت شمالی کوه که همیشه در سایه و سرد است ، مکان خوبی باری زندگی نیست . رابعاً بالای کوه نیز برای استقرار روستا مناسب نیست زیرا معمولا ناهمواریهای زمین در بالای کوه بیشتر است و از آن مهمتر، شدت باد در این ناحیه بیشتر می باش و هیچگونه حفاظی برای روستا در مقابل باد وجود ندارد و بالاخره اینکه بالای کوه از رودخانه که همیشه در پایین دره جاری می باشد دوراست و دسترسی به آن مشکل است.
لذا روستا در وسط دامنه جنوبی کوه و در قسمتهای نستبا مسطح آن احداث می شود. در این رابطه می توان از روستاهای ماسوله ، کندوان ، آبیانه و آبرو که در همین فصل در مورد آنها بحث خواهد شد و اکثر یگر روستاهای کوهستانی نام برد. زمین های بین روستا و پایین دره جهت مزارع و چراگاهها اختصاص می یابد . که بدین صورت اهالی روستا دید و کنترل مناسبی بر مزارع و احشام خود دارند.
البته موارد دیگری نظیر وجود چشمه آب ، خاک خوب زراعی ، چراگاهها سرسبز و یا جاده نیز از عوامل تعیین کننده در محل استقرار روستا است.
3_ فرم بنا
فرم بنا نیز مانند بافت شهری براساس اقلیم منطقه و جهت مقابله با سرمای شدید طراحی اجرا شده است .
خصوصیات کلی فرم بنا در این نواحی به شرح ذیل است:
الف: ساختمانها دارای حیاط مرکزی و درون گرا
ب: نسبت سطح پوسته خارجی بنا به حجم بنا کم
ج: ارتفاع اتاقها کم
د: بام ها غالبا به صورت مسطح
ه:بازشوها کوچک
و: ایوانها و حیاطها کوچک
ز: دیوارها نسبتاً قطور
خانه های سنتی در این نواحی نیز مانند مناطق مرکزی ایران به صورت حیاط مرکزی احداث می شوند . منتهی در اینجا اطاقهای واقع در سمت شامل حیاط از سایر قسمتها بزرگتر و وسیع تر است و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه در همین سمت واقع می باشد . این مطلب به دلیل استفاده از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در زمستان است و چون فصل تابستان عمدتا کوتاه و دمای هوا نسبتا معتدل است ،از سمت جنوب ساختمان کمتر استفاده می شود. اتاقها جنوبی و در بعضی از خانه ها اگر اتاقهای شرقی و غربی نیز وجود داشته باشد ،اکثر جهت انبار و فضاهای خماتی مانند اتاق خدماه و یا سرویسهای بهداشتی مورد استفاده قرار می گیرد . این خانه ها اغلب دارای زیر زمین با سقف کوتاه ، در زیر قسمت زمستان نشین هستند که در تابستان به خاطر آنکه هوای آن نسبتا خنک است. جهت سکونت اهل خانه می باشد . در شهر همدان به زیر زمین " سیزان " می گویند و در بعضی ازخانه ها که مسیر قنات و یا شعبات آن از زیر ساختمان رد می شود ، سیزان توسط چند پله به چشمه که محل برداشت آب از قنات است و از کف سیزان پایین تر واقع شده ، مرتبط می باشد .از آنجاییکه هوا در اغلب مواقع سال سرد و یا بسیار سرد است، لذا اکثر فعالیتهای روزمره در داخل اتاقها صورت می گیرد . به همین دلیل ابعاد حیاطها در این نواحی قدر کوچکتر از مناطق فلات مرکزی ایران است و عمق ایوانها نیز از مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد. در اکثر شهرهای مناطق سردسیر ، همانند مناطق گرم و خشک ایران ، کف حایط ساختمانها یک الی یک و نیم متر پایین تر از پیاده رو است تا آب جاری در جویها و نهرها را بتوان سوار باغچه درحیاط ویا آب انبار واقع در زیر زمین نمود. البته پایین تر بودن ساختمان از سطح معابر باعث حفظ حرارت درون ساختمان نیز می شود، زیرا زمین مانند یک عایق حرارتی اطراف خانه را احاطه کرده و مانع تبادل حرارت بین ساختمان و محیط اطراف می شود. به طور کلی در مناطق سرد باید حداکثر کوشش صورت گیرد که سطح تماس بنا با سرمای خارج کمتر باشد تا حرارت کمتری به خارج نفوذ کد. لذا احجامی نظیر مکعب و مکعب مستطیل که نسبت به سطح بیرونی آنها به حجم داخل بنا کم می باشد، کوچک نیز به جلوگیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا کمک می کند . قطر زیاد دیوارها و باز شوهای نسبتا کوچک نیز به جلوگیی از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا کمک میکند. قطر زیاد دیوار که از مصالح بنائی است خود به عنوان منبع ذخیره حرارت عمل می کند و در طی روز که آفتاب به آن می تابد و گرم می شود، کماکان گرمای خود را در شب حفظ کرده و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می کند.
در این نواحی ایجاد اتاقها و فضاهای بزرگ داخل بنا صحیح نیست ، زیرا اولاً سطح تماس آنها با فضای خارج زیاد است ودر ثانی گرم کردن فضای وسیع مشکل می باشد . لذا سقف اغلب اتاقها در این مناطق کوتاه تر از اتاقهای مشابه در سایرمناطق اقلیمی ایران است و حتی ارتفاع تالارها و اتاقهای مهمن دیگر و همچنین ارتفاع طاق راسته ها و حجره های بازار نسبت به فضای مشابه در دیگر نقاط کوتاهتر است .
گرم کردن فضای این اتقاهای نسبتاً کوچک هنوز هم کماکان در اغلب روستاهای نقاط کوهستانی کشور مشکل می باشد و فضای اتاقها غالبا سرد است و اهل خانه جهت گرم شدن به گرمای زیر کرسی پناه می برند .
همانگونه که قبلا عنوان شد ، در کوهپایه های شمالی رشته جبال البرز ساختمانهای سنتی دارای بام شیب دار ودر سایر مناطق کوهستانی بامها غالباً مسطح هستند.
البته بام شیبدار اگر پوشش سطح روی آن مناسب باشد بهتر از بام مسطح است زیرا آب باران را به سادگی از روی سطح بنا دور میکند، در صورتیکه کاهگل عایق مناسبیدر مقابل بارندگی و رطوبت نیست . این مطلب در مورد برف بیشتر حائز اهمیت است، زیرا برف به تدریج آب می شود و این اب به مرور به داخل سقف مسطح کاهگلی نفوذ می کند . لذا جهت جلوگیری از نفوذ نم و رطوبت ، برف را فوراً پاور می کنند و سپس با یک غلتک سنگی کوچک که همیشه بر روی بام قرار دارد روی بام را غلتک می کشند تا کاهگل دوباره متراکم شود و سوراخهای ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردد . ولی بر روی بام شیب دار برف ایجاد مشکل نمی کند حتی اغلب شیب این بامها را کم می گیرند تا برف بر روی بام باقی بماند و خود به عنوان عایق در مقابل برودت زیاد هوای خارج که اغلب چندین درجه کمتر از دمای برف است، عمل کند و بالاخره فضای زیر خرپا که غالبا به صورت انباری استفاده می شود ، خود عایق مناسبی بین فضای داخل وخارج بنا است .
اگر چه در سنوات اخیر در اغلب شهرهای مناطق کوهپایه ای و سردسیر مانند شمیران ،همدان ، سنندج ، تبریز و ارومیه ، استفاده از بام شیروانی رواج یافته ، ولی هنوز کماکان در روستاها بام ساختمانها به صورت مسطح وبا پوشش تیر چوبی و کاهگل می باشد که دلیل آن عمدتاً به خاطر ضعف مالی روستائیان است.
در روستاها جهت نگهداری چارپایان ،اگر خاه دو طبقه باشد ، معمولا در طبقه زیرین چارپایان نگهداری می شوند و طبقه دوم مسکونی می باشد. بدین طریق سطح تماس فضای طویله و محیط مسکونی با سرمای خارج کم می شود وسقف بین دوطبقه از هر دو طرف گرم می گردد که برای هر دو طبقه مفید است . اگر خانه یک طبقه باشد آغل و طویله غالباً در پایین حیاط است به طریقی که ساکنین خانه دید مستقیم جهت مراقبت از احشام داشته باشند(شکل 5-5)
نواحی کوهستانی و مرتفع فلات
1_ شرایط اقلیمی
دو سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی مرکزی ایران را از سواحل دریای خر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کند. شیرکوه ، کوه تفتان و کوههای منفرد دیگری نیز در قسمتهای مرکزی و شرقی ایران وجود دارد این کوهستانها سرچشمه رودخانه ها و قناتهای کشور می باشند . رشته کوههای واقع در شمال و غرب کشور اکثراً برف گیر بوده و در دامنه شمالی رشته کوه البرز، جنگلهای انبوه که در فصل سوم بحث شد ور دامنه کوههای زاگرس در غرب کشور ، جنگلهای تنک بلوط نارون و افرا وجود دارد.
کلیات شرایط اقلیمی این نواحی به قرار زیر است :
الف: سرمای شدید در زمستان ، معتدل در تابستان
ب: بارش برف سنگین در قسمتهای شمال وشمال غرب کشور
ج: رطوبت هوا کم
د: اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت بین شب و روز
به علت ناهمواریها وشیب زیاد زمین، فقط روستاها و شهرکهای کوچک در دامنه کوهها می توانند گسترس یابند و شهرهای بزرگ در صورتی که در این ارتفاعات امکان توسعه دارد که سطوح مسطح وسیعی در دامنه کوهستان وجود داشته باشند. از این نوع شهرها می توان از شهر کرد (2078*متر) اراک (1759*متر) و همدان (1747*متر) نام برد.
در اینجا ذکر دو نکته در رابطه ای با کاهش دمای هوا در نواحی مرتفع نسبت به نواحی پایین تر ضرروی است . اول اینکه جو زمین مانند یک خازن حرارتی حدود 10 الی 15 درصد از حرارت تابشی خورشید به کره زمین را به خود جذب میکند. این مطلب به خاطر جرم هوا و خصوصا وجود لایه اوزن ،دی اکسید کربن و بخار آب درجو می باشند . همچنین جو زمین مانند یک عایق حرارتی، باعث کاهش تابش حرارت زمین گرم به آسمان سرد در شب هنگام می شود. تأثیر جو در تعدیل درجه حرارت را می توان در اختلاف دما و در سطح کره ماه مشاهده نمود. کره ماه فاقد هر گونه جو است و در مواقعی که آفتاب به سطح کره ماه می تابد & درجه حرارت تا 194 درجه سانتی گراد افزایش می یابد در حالیکه د سایه درجه حرارت 87 _ درجه می باشد. نکته دوم به دلیل جاذبه زمین هر چه از سطوح پایین تر روی زمین به طرف سطوح بالاتر برویم ،هوا رقیق تر می شود و رطوبت آن نیز کاهش می یابد .
با توجه به نکات فوق ، در نواحی مرتفع لایه جو رقیق تر وبخار آب موجود در آن کمتر وعملکرد حفظ حرارتی آن ضعیف تر است. در نتیجه در ارتفاعات درجه حرارت کمتر از نقاطی با عرض جغرافیائی یکسان است و نوسان درجه حرارت در طی شبانه روز در نواحی کوهستانی بسیار زیاد می باشد. جهت اطلاع از مقدار نوسان درجه حرارت در شهرهای مختلف به بخش سوم کتاب ، جدول یک ،آمار وضع جوی کشور مراجعه شود .
با توجه به برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال در این نواحی ، حداکثر استفاده از تابش آفتاب، بهره گیری از نوسان روزانه دما، حفظ حرارت و جلوگیری از باد سرد زمستانی درمحیطهای مسکونی امری ضرروی است.
2_ بافت شهری وروستائی
برخلاف سواحل جنوبی کشور که محیط زیست مسکونی جهت مقابله با حرارت و گرمای زیاد هوا شکل گرفته ، در اینجا سرمای زیاد عامل تعیین کننده درشکل گیری بافت شهری و روستائی می باشد.
خصوصیات کلی بافت شهری و روستائی به قرارذیل است :
الف: فضاهای شهری و روستائی کوچک و محصور
ب: بافت شهری و روستائی متراکم و ابنیه متصل به هم
ج: جهت آفتاب و عوارض زمین کامل تعیین کننده درنحوه استقرار ، گسترش و سیمای کلی شهر روستا
د: کوچه ها و معابر اصلی به موازات خط تراز زمین اغلب با عرض کم
به دلیل سرمای بسیار زیاد در بخش عمده ای از سال ، ر این واحی بافت شهری متراکم و ابنیه متصل بهم هستند تا بدین نحو سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کمتر شود. فضاهای شهری نیز تا حد امکان محصور و کوچک هستند تا جریان باد سرد به داخل این فضاها کمتر نفوذ کند. به علاوه تابش حرارت از سطوح خارجی دیوارهای گرم ساختمان ها، تا حدی باعث اعتدال هوای سرد فضاهای شهری می شود و کوچک بودن این فضاها از این نظر نیز دارای مزیت است .
در شهر همدان نمونه بسیار جالبی از معابر وجود دارد که دالان خوانده می شود . دالان یک راه عبوری کم عرض برای چند خانه بوده و در اکثر محلات ، این خانه ها از طریق این دالانها به معابر اصلی شهر متصل می شده اند . دالانها سرپوشیده بوده و سقف آنها با طاق و تویزه و یا طاق آهنگ پوشیده می گردیده است . گاهی نیز این دالانها که طول بعضی از آنها تا دویست متر می رسیده ،از زیر ساختمانها رد می شده است . ساکنین خانه های مجاور دالان غالباً با هم خویشاوندی داشته اند و یا از لحاظ نژادی ،فرهنگی و یا صنفی با هم ارتباط بسیار نزدیک داشته اند . بدین ترتیب با ایجاد دالان در مقابل معبر وروردی خانه های خود هم یک فضای نیمه خصوصی ایجاد می کرده اند (اکثر این دالانها بن بست بوده است) و هم در مقابل باد وبوران و سرمای زمستان در این فضا محفوظ بوده اند . از این دالانها هنوز هم تعدادی در بافت قدیم همدان باقی مانده است.
به چهار دلیل شهرکها و روستاها در کوهستانها غالباً در وسط کوهپایه و در سمت جنوبی آن بنا می شوند. اول اینکه اگر روستا در پایین دره باشد خطر سیل و از بین رفتن روستا وجود دارد . ثاینا ً در شب هنگام هاس سرد که سنگین تر است به پایین دره نفوذ کرده در همان محل ساکن می شود که در این صورت به شدت سرما در روستا اضافه می شود . ثالثاً سمت شمالی کوه که همیشه در سایه و سرد است ، مکان خوبی باری زندگی نیست . رابعاً بالای کوه نیز برای استقرار روستا مناسب نیست زیرا معمولا ناهمواریهای زمین در بالای کوه بیشتر است و از آن مهمتر، شدت باد در این ناحیه بیشتر می باش و هیچگونه حفاظی برای روستا در مقابل باد وجود ندارد و بالاخره اینکه بالای کوه از رودخانه که همیشه در پایین دره جاری می باشد دوراست و دسترسی به آن مشکل است.
لذا روستا در وسط دامنه جنوبی کوه و در قسمتهای نستبا مسطح آن احداث می شود. در این رابطه می توان از روستاهای ماسوله ، کندوان ، آبیانه و آبرو که در همین فصل در مورد آنها بحث خواهد شد و اکثر یگر روستاهای کوهستانی نام برد. زمین های بین روستا و پایین دره جهت مزارع و چراگاهها اختصاص می یابد . که بدین صورت اهالی روستا دید و کنترل مناسبی بر مزارع و احشام خود دارند.
البته موارد دیگری نظیر وجود چشمه آب ، خاک خوب زراعی ، چراگاهها سرسبز و یا جاده نیز از عوامل تعیین کننده در محل استقرار روستا است.
3_ فرم بنا
فرم بنا نیز مانند بافت شهری براساس اقلیم منطقه و جهت مقابله با سرمای شدید طراحی اجرا شده است .
خصوصیات کلی فرم بنا در این نواحی به شرح ذیل است:
الف: ساختمانها دارای حیاط مرکزی و درون گرا
ب: نسبت سطح پوسته خارجی بنا به حجم بنا کم
ج: ارتفاع اتاقها کم
د: بام ها غالبا به صورت مسطح
ه:بازشوها کوچک
و: ایوانها و حیاطها کوچک
ز: دیوارها نسبتاً قطور
خانه های سنتی در این نواحی نیز مانند مناطق مرکزی ایران به صورت حیاط مرکزی احداث می شوند . منتهی در اینجا اطاقهای واقع در سمت شامل حیاط از سایر قسمتها بزرگتر و وسیع تر است و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه در همین سمت واقع می باشد . این مطلب به دلیل استفاده از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در زمستان است و چون فصل تابستان عمدتا کوتاه و دمای هوا نسبتا معتدل است ،از سمت جنوب ساختمان کمتر استفاده می شود. اتاقها جنوبی و در بعضی از خانه ها اگر اتاقهای شرقی و غربی نیز وجود داشته باشد ،اکثر جهت انبار و فضاهای خماتی مانند اتاق خدماه و یا سرویسهای بهداشتی مورد استفاده قرار می گیرد . این خانه ها اغلب دارای زیر زمین با سقف کوتاه ، در زیر قسمت زمستان نشین هستند که در تابستان به خاطر آنکه هوای آن نسبتا خنک است. جهت سکونت اهل خانه می باشد . در شهر همدان به زیر زمین " سیزان " می گویند و در بعضی ازخانه ها که مسیر قنات و یا شعبات آن از زیر ساختمان رد می شود ، سیزان توسط چند پله به چشمه که محل برداشت آب از قنات است و از کف سیزان پایین تر واقع شده ، مرتبط می باشد .از آنجاییکه هوا در اغلب مواقع سال سرد و یا بسیار سرد است، لذا اکثر فعالیتهای روزمره در داخل اتاقها صورت می گیرد . به همین دلیل ابعاد حیاطها در این نواحی قدر کوچکتر از مناطق فلات مرکزی ایران است و عمق ایوانها نیز از مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد. در اکثر شهرهای مناطق سردسیر ، همانند مناطق گرم و خشک ایران ، کف حایط ساختمانها یک الی یک و نیم متر پایین تر از پیاده رو است تا آب جاری در جویها و نهرها را بتوان سوار باغچه درحیاط ویا آب انبار واقع در زیر زمین نمود. البته پایین تر بودن ساختمان از سطح معابر باعث حفظ حرارت درون ساختمان نیز می شود، زیرا زمین مانند یک عایق حرارتی اطراف خانه را احاطه کرده و مانع تبادل حرارت بین ساختمان و محیط اطراف می شود. به طور کلی در مناطق سرد باید حداکثر کوشش صورت گیرد که سطح تماس بنا با سرمای خارج کمتر باشد تا حرارت کمتری به خارج نفوذ کد. لذا احجامی نظیر مکعب و مکعب مستطیل که نسبت به سطح بیرونی آنها به حجم داخل بنا کم می باشد، کوچک نیز به جلوگیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا کمک می کند . قطر زیاد دیوارها و باز شوهای نسبتا کوچک نیز به جلوگیی از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا کمک میکند. قطر زیاد دیوار که از مصالح بنائی است خود به عنوان منبع ذخیره حرارت عمل می کند و در طی روز که آفتاب به آن می تابد و گرم می شود، کماکان گرمای خود را در شب حفظ کرده و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می کند.
در این نواحی ایجاد اتاقها و فضاهای بزرگ داخل بنا صحیح نیست ، زیرا اولاً سطح تماس آنها با فضای خارج زیاد است ودر ثانی گرم کردن فضای وسیع مشکل می باشد . لذا سقف اغلب اتاقها در این مناطق کوتاه تر از اتاقهای مشابه در سایرمناطق اقلیمی ایران است و حتی ارتفاع تالارها و اتاقهای مهمن دیگر و همچنین ارتفاع طاق راسته ها و حجره های بازار نسبت به فضای مشابه در دیگر نقاط کوتاهتر است .
گرم کردن فضای این اتقاهای نسبتاً کوچک هنوز هم کماکان در اغلب روستاهای نقاط کوهستانی کشور مشکل می باشد و فضای اتاقها غالبا سرد است و اهل خانه جهت گرم شدن به گرمای زیر کرسی پناه می برند .
همانگونه که قبلا عنوان شد ، در کوهپایه های شمالی رشته جبال البرز ساختمانهای سنتی دارای بام شیب دار ودر سایر مناطق کوهستانی بامها غالباً مسطح هستند.
البته بام شیبدار اگر پوشش سطح روی آن مناسب باشد بهتر از بام مسطح است زیرا آب باران را به سادگی از روی سطح بنا دور میکند، در صورتیکه کاهگل عایق مناسبیدر مقابل بارندگی و رطوبت نیست . این مطلب در مورد برف بیشتر حائز اهمیت است، زیرا برف به تدریج آب می شود و این اب به مرور به داخل سقف مسطح کاهگلی نفوذ می کند . لذا جهت جلوگیری از نفوذ نم و رطوبت ، برف را فوراً پاور می کنند و سپس با یک غلتک سنگی کوچک که همیشه بر روی بام قرار دارد روی بام را غلتک می کشند تا کاهگل دوباره متراکم شود و سوراخهای ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردد . ولی بر روی بام شیب دار برف ایجاد مشکل نمی کند حتی اغلب شیب این بامها را کم می گیرند تا برف بر روی بام باقی بماند و خود به عنوان عایق در مقابل برودت زیاد هوای خارج که اغلب چندین درجه کمتر از دمای برف است، عمل کند و بالاخره فضای زیر خرپا که غالبا به صورت انباری استفاده می شود ، خود عایق مناسبی بین فضای داخل وخارج بنا است .
اگر چه در سنوات اخیر در اغلب شهرهای مناطق کوهپایه ای و سردسیر مانند شمیران ،همدان ، سنندج ، تبریز و ارومیه ، استفاده از بام شیروانی رواج یافته ، ولی هنوز کماکان در روستاها بام ساختمانها به صورت مسطح وبا پوشش تیر چوبی و کاهگل می باشد که دلیل آن عمدتاً به خاطر ضعف مالی روستائیان است.
در روستاها جهت نگهداری چارپایان ،اگر خاه دو طبقه باشد ، معمولا در طبقه زیرین چارپایان نگهداری می شوند و طبقه دوم مسکونی می باشد. بدین طریق سطح تماس فضای طویله و محیط مسکونی با سرمای خارج کم می شود وسقف بین دوطبقه از هر دو طرف گرم می گردد که برای هر دو طبقه مفید است . اگر خانه یک طبقه باشد آغل و طویله غالباً در پایین حیاط است به طریقی که ساکنین خانه دید مستقیم جهت مراقبت از احشام داشته باشند(شکل 5-5)
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 23:16 توسط احسان بهرامی
|
کارهای بچه های معماری دانشگاه آزاد شهرکرد